نقدی بر مصوبه شورای علمای افغانستان در مورد زنان
نویسنده: حمیرا ثاقب نویسنده: حمیرا ثاقب

           

 

 

مصوبۀ اخیر شورای علمای افغاستان در مورد زنان که مورد تأیید رییس جمهور کرزی نیز قرار گرفت نه تنها به مناسبت فرا رسیدن هشتم مارج روز جهانی زن پیامد خوشآیندی را در بر نداشت بلکه نگرانی های فراوانی را در میان زنان افغانستان مبنی بر طالبانیزه شذن تدریجی استراتیژی حکومت بوجود آورد. برای همگان معلوم و مشهود است که بیش از ده سال است که روند افراط و تفریط ها در بخش حمایت از شعارمند شدن حقوق زنان از مجرای حکومت و موسسات بین المللی ادامه دارد که متاسفانه بر خلاف تمامی این هیاهوی های تبلیغاتی به دفاع از زنان افغانستان فعالیت های ثمر بخشی در این راستا صورت نپذیرفته است و افغانستان شاهد موجی از زن کشی و خشونت های فزاینده و بی رویه علیه زنان بوده است. با توجه به اوضاع بحرانی که سنگسارها، بینی بریدن ها، خودسوزی ها و کشتار بدون موجب زنان در کشور افزایش یافته است؛ شورای علمای افغانستان بصورت کاملا برنامه ریزی شده در تفاهم و هماهنگی با حاکمیت طرحی را مبنی بر محدود ساختن زنان و اجرای قوانین سخت روی دست گرفته است، با اینحال این سوال عمده و اساسی نزد مردم افغانستان بوجود می آید که اگر حضور زنان و نقش سیاسی آنان نامشروع و نمودار رشد انکشاف حقوقی آنان از نگاه شریعت مردود و مشروط به حساب می آمده است چطور و بر اساس کدام منطق اسلامی این شورا در طول بیش از یک دهه سکوت اختیار نموده و بدون اصدار بیانیه و یا اعلامیه ای نظاره گر اوضاع زنان بوده اند. این شک و تردید زمانی تقویت میابد که افغانستان از لحاظ سیاسی وارد دور جدیدی از تحولات گردیده و حضور دوبارۀ طالبان به قدرت رنگ و بوی جدی تری به خود می گیرد.

در این مقوله کوشش می نماییم تا  بر این مصوبه که حکایتگر تفاسیر ناهمگون و غیر متعادل است نقدی داشته باشیم. شورای علمای افغانستان در مصوبه ای که صادر نمودند سعی کردند تا زنان را  به مسلخ تفکرات و اندیشه های یک سویه و جانبدارانۀ خود کشانیده و آنان را با ابزار دینی و مذهبی محو و نابود نمایند. بنابراین من تلاش دارم تا بر مبنای منطق قرآنی و تأویلات گوناگون؛ این مصوبه را به نقد و بررسی گرفته و خطوط اساسی و روشنگرایانۀ دینی را بر مبنای آیات و روایات ارائه نمایم.

در ابتدا باید بگویم که ظاهر این مصوبه دچار اشکالات نگارشی و ویرایشی است. بخاطر آنکه این مصوبه حکایت از روان پریشی های تهیه کننده گان آن را دارد و با تاسف ما با عدم ساختار جمله بندی و سرگردانی واژه گان در میان متن ارائه شده، هستیم. طور مثال ابتدا و انتهای این مصوبه با یکدیگر همخوانی نداشته و خواننده در نبود یک نتیجه گیری مستقل دچار ابهاماتی می شود که متن مصوبه را ضعیف و فاقد عنصر های نویسندگی می بیند. از سوی دیگر ما در بند اولیۀ “و” شروعی شتابزده از بندهای دیگر را مشاهده می کنیم. اینها خود بخود نشاندهندۀ عدم دقت نویسندگان آن را دارد مخصوصا در نگارش کلماتی چون ” دین مقدس اسلام” که “دین مدس اسلام” در آغاز بند ۵ آمده است که واژۀ “مدس” از لحاظ لغوی معنای مالیدن پوست را افاده می نماید نه مقدس بودن را.

از اشتباهات و اغلاط انشایی این مصوبه اگر بگذریم با انبوهی از استخراجات و تفاسیر یک سویه از دین و آیات قرآنی مواجه می شویم که شورای علما تنها به برخی مواد اکتفا نموده و زنان را بدون دلایل مستدل و اقناعات بیشتر به تجرید و انزوا محکوم نموده و آنان را در خلاصه ای از بندها و جملات ناهمآهنگ خویش به محابس فکری خود محکوم نمودند. شورای علما در بندهای ابتدایی کوشش داشته تا بر زنان منت گذاشته و وجایب و اختیارات آنان را که خداوند بخشیده است را بیان نماید. لحن نوشتاری این بندها به گونه ای است که زنان چون بردگان باید سپاسگذار این آقایان باشند که موهبت والایی را خداوند بر آنان ارزانی داشته است.

در اینجا بخاطر دسته بندی موارد و شفاف سازی مباحث کوشش می نمایم هر بخشی از موضوعات را بصورت جداگانه تحلیل و ارزیابی نماییم:

۱- نقش زنان در ترویج و استحکام پایه های اسلام:

با ظهور اسلام و بعثت پیامبر اسلام زنان نقش اساسی و مهمی در ترویج و استحکام آن داشته اند. حضرت خدیجه همسر پیامبر اسلام از جمله کسانی بود که رشادت های فراوانی به خرچ داد و با ثروت ایشان اسلام توانست چالش های فراروی خود را تا حدود زیادی مرفوع سازد و طبعا بر خلاف مخالفت علمای تندرو مذهبی؛ حضرت خدیجه به مثابۀ یک تاجر توانمند معادلات گوناگون اقتصادی و پولی را در آن دوره سازماندهی می نمود و حضور درخشانی در اجتماع آن دوره داشت. این توانایی زمانی عینیت پیدا می نماید که پیامبر اسلام تا آخرین زمان حیاتش حضرت خدیجه را بعنوان یک زن نمونه یاد می نمود.

سمیه همسر یاسر نخستین زنی بود که در راه اسلام و استقامت در راه عقیده اش شهید شد و با خون خود ادامه دهندۀ راهی شد که مردان و زنان زیادی همانند او به اسلام روی آوردند و شهادت را پذرفتند.

همچنان  زنان دیگری چون نسیبه بنت الحارث ام عطیه، ام رعله قشیریه، صحفه، فاطمه زهرا، ام جمیل، عایشه و هزاران زن دیگر کوشش های فراوانی در راستای تقویت نظام اسلامی داشتند.

با اینحال تنها مردان نبودند که از خود جانفشانی و رشادت نشان دادند بلکه زنان با توانایی های ایمانی و انسانی خود فعالیت های بزرگی را در راه اسلام انجام دادند.

۲- بند “ج” مصوبه شورای علمای افغانستان در تناقض با آیات قرآنی است:

شورای علمای افغانستان در بند ج مصوبۀ خویش می آورد که: ” دوری جستن از اختلاط با مردان بیگانه در عرصه های مختلف اجتماعی، مانند تعلیم، تحصیل، بازار، دفاتر و سایر شئون زنده گی”

شورای علما در بند “ج” خود آنقدر غضبناک با زنان برخورد نموده است که حتی حدودی بر این موضوع نگذاشته و با آوردن جملۀ “سایر شئون زندگی” کوشش نموده جلو هر گونه پرسشی را مسدود نماید و آن را تا بی نهایت ادامه دهد.

اما این واقعیت های عینی و تفاسیر درست و واقعبینانه از قرآن نیست. در قرآن صریحا از حضور زنان در عرصه های مختلف، آیاتی را به میان آورده است و حتی در بستر های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی حضورشان را بعنوان یک مصادیق ارزشی تثبیت و تعیین نموده است. در ذیل بصورت فهرست وار نمونه هایی از این حضور را می آوریم:

الف: مشارکت سیاسی زنان: در سورۀ ممتحنه آیت ۱۲ صریحا از مشارکت زنان در انتخابات و حضور سیاسی آنان به میان آمده است که زنان با بیعت خود با پیامبر نقش انتخاب خود را در تعیین رهبریت اسلامی ثابت می سازند.

“یا ایها النبیّ اذا جاء ک المؤمنات یبایعنک علی أن لایشرکن بالله شیئاً و لایسرقن و لایزنین و لایقتلن أولادهنّ و لایأتین ببهتان یفترینه بین أیدیهنّ و أرجلهنّ و لایعصینک فی معروف فبایعهنّ و استغفرلهنّ الله إنّ الله غفور رحیم”ممتحنه/۱۲

“ای پیامبر, هرگاه زنان مؤمن نزد تو آیند که با تو بیعت کنند بر این شرط که چیزی را با خدا شریک ندانند و دزدی و زنا نکنند و فرزندان خود را نکشند و دروغی را که در دست و بال خود ساخته و پرداخته باشند پیش نیارند و در هیچ کار

پسندیده ای نافرمانی نکنند, پس با آنها بیعت کن و برای ایشان از خدا آمرزش بخواه که خدا آمرزنده و مهربان است.”

همچنان در سورۀ نمل آیات ۲۳ تا ۴۴ رهبری، لیاقت و شایستگی زنی به نام ملکۀ سبا را به تصویر می کشد که نشانگر تأیید قرآن از حضور زنان در بالاترین مدارج رهبری یک سرزمین است.

ب: حضور زنان در پارلمان: خداوند در قرآن به مشورت و شورا اهمیت خاصی قائل شده است و در دو آیۀ شوری و آل عمران از مشورت بعنوان یگانه راه حل مشکلات بحث به میان آمده است. بعنوان نمونه می توان به این دو آیه توجه نمود: (و أمرهم شوری بینهم) (شوری/۳۸) و (و شاورهم فی الأمر)(آل عمران/۱۵۹) که در آیه نخست یکی از ویژگیهای برجسته مؤمنان بیان می شود, و در آیه دوم به پیامبر دستور می دهد که با مؤمنان مشورت کند. در این دو آیه همچون دیگر آیات زن و یا مرد بصورت مشخص آورده نشده است و تمام این افراد را در بر می گیرد. در شرایط کنونی پارلمان بعنوان یک نهاد مقننه نقش اساسی را در ارائه مشورت ها دارد که ما شاهد حضور زنان در کنار مردان هستیم موضوعی که قرآن با آن تأکید می ورزد.

ج: حضور زنان در قضا: تفاسیر گوناگون  در رابطه به قاضی بودن یک زن در میان فقها از دیر باز وجود داشته است و بسیاری بر این باورند که زنان نباید در مسند قضاوت و عدل بنشینند اما خداوند در سورۀ نساء آیۀ ۵۸ می فرمایند: (إنّ الله یأمرکم أن تؤدّوا الأمانات إلی أهلها و إذا حکمتم بین الناس أن تحکموا بالعدل) و همچنان در سورۀ مائده آیۀ ۴۵ می فرمایند: (و من لم یحکم بما أنزل الله فاولئک هم الظالمون) “و کسانی که بر طبق آنچه خدا نازل کرده داوری نکنند, پس آنان ستمگرانند.”

با توجه به آیات فوق زنان می توانند در امور مختلف قظاوت و داوری نمایند و در مسندهای مختلف توانمندی خود را نشان دهند.

د: حضور زنان در ارشاد و اطلاع رسانی: زنان علاوه بر حضورشان در مراکز و نهادهای اجتماعی مختلف در بخش های ارشادی و اطلاع رسانی نقش سازنده و مناسب داشته باشند. آیۀ مشهور در سورۀ توبه که می فرمایند:  (و المؤمنون و المؤمنات بعضهم أولیاء بعض یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر…) “و مردان و زنان با ایمان دوستان یکدیگرند که به کارهای پسندیده وا می دارند و از کارهای ناپسند بازمی دارند….”

در قرآن برخی نمادهایی وجود دارد که نشانگر عملیه ای را نشان می دهد همچون این آیت. زنان با توجه به این فرموده حتی می توانند مردان را ارشاد نموده و امر به معروف و نهی از منکر نماید این موضوع در حالی است که در حکومت طالبان این ارشادات جانب یکسویه داشته و فقط مردان زنان را امر و یا نهی می نمودند. اگر این آیه تفسیر و تعریف گردد جایگاه امر به معروف و نهی از منکر تنها به حوزۀ شخصی و انفرادی صورت نمی پذیرد بلکه این امر و نهی از جایگاه منابر و رسانه ها هم می توانند نقش آفرینی داشته باشند. بنابراین با توجه به واژه المومنات در این آیه زنان نیز می توانند به ارشادات و امر و نهی، بدون تشویش و نگرانی بپردازند و این تفاوتی نمی کند که این امر و نهی از مسند یک منبر باشد و یا جایگاه یک رسانه ای چون رادیو و تلویزیون و یا مطبوعات چاپی.

در تمام این آیات حضور زنان در مقاطع و اماکن مختلف بعنوان یک حضور انسانی نه جنسیتی آورده شده است بخاطر اینکه خداوند در آیات به به میان آمده از اصطلاحاتی چون المومنون و المومنات و القانتین و القانتات و غیره آورده است. بنابراین اکثریت زنان صدر اسلام نیز در محلاتی خارج از خانه به آموزش و وعظ می پرداختند و حتی در غزوه های پیامبر بخاطر رسیده گی به مجروحان و مداوای آنان و حتی جنگ های رویاروی اشتراک می ورزیدند. بنابراین این اختلاط باید از نگاه شورای علما تعریف شده و حدود آن مشخص گردد. ما اختلاط در سرک ها و محلات عمومی داریم. همچنان اختلاط زنان و مردان در بخش های مختلف اجتماعی به مشاهده می رسد که هیچگونه پیامد جنسیتی ندارد اما اختلاط زنان و مردان در محافل و مجالس پایکوبی و رقص مفهوم و تعبیری دیگری دارد که اعضای شورای علما باید آن را واضح می ساختند در غیر آن اکثریت قریب به اتفاق اعضای محترم این شورا باید افراد خانوده شان را که در مراکز آموزشی و یا دیگر اماکن اشتغالی مصروف هستند ممانعت بعمل آورند که این موضوع طبعا برای عالیجنابان چندان خوشآیند نخواهد بود.

 

نگاه اسلامی به تحصیل زنان:

برخی علمای تندرو هستند که کاملا با تحصیل و فراگیری علوم توسط زنان مخالفت می ورزند و آن را در پاره ای از بیاناتشان بدعت دانسته و حتی در شرایط فعلی در کشورمان مکاتب و مراکز آموزشی را تخریب و یا می سوزانند. اما در اسلام نیز این سوختاندن و ممانعت وجود دارد یا خیر؟ می پردازیم به تحقیق درست در مبانی اسلامی و قرآنی.

در هنگام ظهور اسلام تنها ۱۷ نفر از نعمت تحصیل برخوردار بودند که از میان این تعداد یک زن قریشی به نام شفا دختر عبدالله بن عبد شمس نوشتن و خواندن می دانست. با مسلمان شدن این زن پیامبر به وی دستور می دهد که این علوم را به حفصه همسرش تعلیم دهد. از اینجاست که پیامبر بصورت کاملا آشکاری هم معلم  و هم متعلم را از میان زنان انتخاب می نماید و ارجحیت فراوانی به موضوع تحصیل زنان قائل می شود.

ابن حجر عسقلانى در کتاب خود الاصابه از تعداد ۱۵۵۲ نفر زن و کتابی به نام «اسدالغابة‏» بیش‏ از هزار نفر از زنان صحابه رسول خدا نام مى‏برند، که مصادر فقه و حدیث و تفسیر و تاریخ و سیره‏بوده‏اند. و همچنان در قرآن نیز آیاتی در باب کسب تحصیل آمده است.

۳- تعدد ازواج برداشتی قرآنی یا فرایندی شهوت آلود:

در بند “ه” مصوبه شورای علما بر تعدد زوجات متمرکز گردیده و آمده است که: “ارج گذاشتن به مسئله تعدد زوجات، که به اساس حکم صریح قرآن ثابت می باشد”. هر چند واژۀ “ارج گذاشتن” در این جملۀ امریه به حساب می آید و شورای علما در حقیقت در این رابطه به زنان با نوشتاری آکنده از تهدید و ارعاب امر و دستور داده است که به این مسئله ارج گذارید اما در ورای این موضوع توجیه گر هوس های لجام گسیختۀ مردانه ای بوده است که در این باب تعدد زوجات را به نوعی یک قانون تغییر ناپذیر و ثابت  نشان داده اند بدین ملحوظ از عدم معلومات برخی زنان در این پاره سوء استفاده نموده و با حربۀ روایات دینی آنها را تهدید به خاموشی نمودند و اینطور تثبیت نمودند که مردان می توانند به چند زنی بپردازند و هیچ کسی نمی تواند در مقابل این قانون شرعی سر مخالفت و عناد را بالا نماید. در حالیکه در قرآن برای چند همسری قوانین و مراحلی را ترسیم نموده است که به جرأ ت می توان گفت که کمتر مردی پیدا خواهد شد که بصورت درست این قوانین را مراعات نماید. در سورۀ نساء آیۀ سوم در مورد تعدد زوجات به بسیار احتیاط آورده است که: “وَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُواْ فِی الْیَتَامَى فَانکِحُواْ مَا طَابَ لَکُم مِّنَ النِّسَاء مَثْنَى وَثُلاَثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُمْ ذَلِکَ أَدْنَى أَلاَّ تَعُولُواْ”

ترجمه: “و اگر در اجراى عدالت میان دختران یتیم بیمناکید هر چه از زنان که شما را پسند افتاد دو دو سه سه چهار چهار به زنى گیرید پس اگر بیم دارید که به عدالت رفتار نکنید به یک  یا به آنچه مالک شده‏اید  این نزدیکتر است تا به ستم گرایید”.

اما قرآن در آیۀ ۱۲۹ صریحا با تعدد زنان مخالفت نموده و عدالت از سوی مردان را به نوعی ناممکن می داند: ” وَلَن تَسْتَطِیعُواْ أَن تَعْدِلُواْ بَیْنَ النِّسَاء وَلَوْ حَرَصْتُمْ ” ترجمه: ” و شما هرگز نمى‏توانید میان زنان عدالت کنید هر چند حریص باشید”.

اگر بخواهیم از تعدد ازواج یک نتیجه کلی بگیریم با توجه به اینکه خداوند در سورۀ نساء آیۀ ۱۲۹ می فرماید: “و شما هرگز نمی توانید میان زنان عدالت کنید” نقطۀ پایان به رویاهای مردان گذاشته و چند همسری را مردود و ناممکن می سازد و عدالت کلمه ای است که مردان تا اکنون کوشش نموده اند تا بر خلاف این آیت با آن مقابله نمایند اما خداوند دانا و توانا است.

شورای علمای افغانستان گویا از سر شوق چند همسری و افزایش همسران بر دیگر زنان خویش؛ این آیت را به باد فراموشی گرفته و با علم اینکه کسی در مقابل آنان دانش پژوه و قرآن خوانده نیست به اوامر خویش مبنی بر ارج گذاری به مقام والای چند زنی مبادرت می ورزند که این عمل شاید بعنوان یک عرف معمول شده باشد اما نمی توانیم آن را بعنوان یک حکم قطعی در مورد چند همسری تلقی نماییم.

۴- بند “د” مصوبه شورای علما یک تفسیر نادرست از قوامیت است:

شورای علما در بند “د” مصوبۀ خویش به برتری جویی مردان بر زنان تحت عنوان قوامیت اشاره می کند : ” در نظر گرفتن صراحت آیات (۱) و (۳۴) سوره النساء که مشعر است در خلقت بشر مرد اصل و زن فرع می باشد و نیز قوامیت از آن رجال است. لذا از استعمال الفاظ و اصطلاحات که با مفهوم آیات مبارکه در تضاد باشد جداً اجتناب شود.”

این بسیار تعجب آور است که این شورا چطور و با کدام جواز به خود اجازۀ استباط های جنسیت گونه را به نام دین و به آدرس سورۀ نساء ارائه می نماید و رییس جمهور بعنوان بالاترین محور اجرایوی حکومت آن را مهر تایید می زند. شورا بدون تحقیق و تفحص بی باکانه از سورۀ اول تا ۳۴ سورۀ نساء را بعنوان کلیدی ترین نقطۀ برتری مرد بر زن مشخص می سازد در حالیکه خداوند در تمامی سوره ها و آیات مساوات را از دیدگاه انسانی و بشری مورد بررسی قرار داده است نه نگاه مردانه و زنانه.

شورای علما شاید تمام توانایی و اقتدار مردانه و جنسیت خواهانۀ خود را با تکیه بر سورۀ ذیل تبارز داده باشند: “الرجال‌ قوامون‌ علی‌ نسإ بما فضل‌ الله‌ بعضهم‌ علی‌ بعض‌ و بما انفقوا من‌ اموالهم‌ فالصاحات‌ قانتات‌ حافظات‌ للغیب‌ بما حفظ‌ الله”. اما با تاسف این شورا تحلیل درست و جامع از این آیت نداشته و یا نخواسته اند که داشته باشند. بخاطر وضاحت موضوع ضرورت است تا قوام و یا قوامیت را بیشتر تشریح نماییم تا علمای محترم بدانند که هر قوام و قوامیتی را نمی توان برتری مرد بر زن دانست.

قوام از نگاه لغوی معنای محافظت و نگهبانی را می رساند و آیت:” الرجال قوامون علی النساء” یعنی: مردان قوام بر زنان هستند. و از جانبی دیگر این یک جملۀ خبری است نه انشایی و طبعا از سرپرستی مردان در خانواده خبر می دهد.

باید گفت که شورای علما در تحلیل خود از این آیه دچار اشتباه بزرگی گردیده است بخاطر آنکه قوامیت معنا و مفهوم رعایت و کفالت است نه ولایت و سلطنت مردان بر زنان. اما می بینیم که بسیاری از مردان بر خلاف این آیت به جای رعایت و کفالت؛ زنان شان را می کشند و آنان را با انواع وسایل خطرناک شکنجه می نمایند.

 

زنان و مردان مطابق آیات قرآنی برابر و مساوی هستند:

شورای علمای افغانستان در جای دیگری از  بند “ه” ادعا دارد که “در خلقت بشر مرد اصل و زن فرع می باشد” . این ادعا کاملا در مغایرت با آیات قرآنی است. ما می توانیم به تعداد زیادی از آیات قرانی که بر مبنای برابری زنان و مردان استوار است  مثال بیاوریم و ثابت می سازد که ادعای شورای علمای افغانستان در مورد این موضوع  تهی و سراسر اغراق بوده است. قرآن  هدف آفرینش  زن را به خاطر همان هدفی آفریده شده که مرد آفریده شده است که آیه ۵۶ سوره ذاریات بیان می‌دارد که “ما جن و انسان را نیافریدیم جز اینکه مرا بپرستند تا بواسطه آن به کمال برسند”، در اینجا نه از مرد سخنی رانده شده و نه از زن بلکه از هویت مشترکی به نام انسان در این مقوله بحث گردیده است. علاوه بر آن در آیات متعددی در سوره‌های نساء، توبه، احزاب، فتح، حدید، یس، بقره، به تساوی زن و مرد اشاره نموده و از مردان و زنان صالح و از زنان و مردان مومن و از مردان و زنان کافر بصورت مساویانه یاد می نماید.

یکی از آیاتی که می توان آن را بر مبنای برابری زن و مرد تلقی نمود آیت ۱۳ از سورۀ حجرات است که می فرمایند: “یَا اَیُّها النّاسُ اِنّا خَلقناکُم مِن ذَکَرٍ و اُنثی و جَعَلناکم شُعوبا و قَبائِلَ لِتَعارفُوا اِنّ اَکرمَکم عِندَ اللّهِ اَتقیکم” . ترجمه: ” ای آدمیان، شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را شعبه ها و قبیله ها گرداندیم تا همدیگر را بشناسید. گرامی ترین شما نزد خداوند باتقواترین شماست.”

با استناد به این جمله از قرآن کریم که می فرماید گرامی ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست. شاید هیچ دلیلی بر سرسختی و لجاجت شورای علما مبنی بر رد این فرضیه که مرد اصل است و زن فرع؛  نباشد. ما این برابری را وقتی به وضوح مشاهده می کنیم که عملا در قرآن زنان در کنار مردان آورده شده است. بطور مثال در سورۀ احزاب ما با چنین آیاتی مواجه میشویم که هیچگونه آثاری از انحصارگرایی مردان به چشم نمی خورد: (إِنَّ الْمُسْلِمِینَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِینَ وَالْقَانِتَاتِ …).

آیت دیگری نیز موجود است که بصورت قابل قبولی این برابری و مساوات را تقویت می نماید و زنان همان سهم و حقی را در اجتماع دارا هستند که مردان از آن بهره مند می شوند. ” لرِّجَالِ نَصیِبٌ مِّمَّا تَرَکَ الْوَالِدَانِ وَالأَقْرَبُونَ وَلِلنِّسَاء نَصِیبٌ مِّمَّا تَرَکَ الْوَالِدَانِ وَالأَقْرَبُونَ مِمَّا قَلَّ مِنْهُ أَوْ کَثُرَ نَصِیبًا مَّفْرُوضًا”. ترجمه: براى مردان از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان بر جاى گذاشته‏اند سهمى است و براى زنان از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان بر جاى گذاشته‏اند سهمى خواه آن کم باشد یا زیاد نصیب هر کس مفروض شده است”.

مطابق این آیات هم زن و هم مرد از روح الهی بهره مند هستند که آیات ۲۹ سوره حجر و ۷۲ سوره صاد بیانگر این مطلب هستند. و علاوه بر آن؛ هم زن و هم مرد از نظر ساختاری در نهایت اعتدالند که آیه ۴ سوره تین بیان کننده این مطلب هست که (انسان را در نیکوترین اعتدال آفریدیم)و هر دو ابزار شناخت یکسانی برخوردارند (قرار دادیم برای شما گوش و چشم و قلب … آیه ۷۸ سوره نحل) و هر دو دارای فطرت الهی می‌باشند و هر دو اینها یعنی زن و هم مرد طبق آیه ۷۲ سوره احزاب امانتدار الهی می‌باشند، هر دو طبق آیات ۷ و ۸ سوره شمس دارای وجدان اخلاقی بوده و همچنین هر دو بر اساس آیه ۲۳سوره بقره یکسان از تعلیم خداوند بهره مند شدند و همچنین بر اساس آیات متعدد قرآنی هر دو دارای قدرت بیان و بالاخره هر دو به طور مشترک و در کنار هم مورد خطاب الهی با تعبیراتی مانند الذین امنوا، الذین کفرا، الانسان قرار گرفته‌اند.

 

نتیجه گیری از این بحث:

هر چند در بندهای دیگر مصوبه همچون حجاب، ارث و غیره گفتنی های زیادی وجود دارد اما کوشش نمودم تا صرفا به مواردی بپردازم که بیشتر اسباب نگرانی مردم را فراهم ساخته است. هر چند انتظار مردم افغانستان از رییس جمهور حامد کرزی این بوده است که مصوبۀ شورای علما ی افغانستان را بعنوان یک سند کاملا مقتع و اختتام یافته نمی پذیرفتند و گروهی از قرآن پژوهان و هیئتی از آگاهان مسایل دینی و بیطرف را به دور از دغدغه های سیاسی موظف می ساختند تا به این ابهامات و شبهات بوجود آمده رسیدگی می نمودند. در اینجا هیچگاهی ما نمی توانیم شورای علما را بعنوان حقیقت محض و غیر قابل انتقاد بدانیم. شورای علما طبعا نقاط ضعف و قوت خود را دارا هستند و برخی از اعضای شان در ترکیب حاکمیت و ارتزاق از مجرای دولتی که به آن وابسته اند می توانند موضوعاتی را در ضدیت و یا منافع طیف و یا جریاناتی سازماندهی کنند. حالات سیاسی و اوضاع بحرانی که در کشور رونما شده است نباید سبب ابزاری ساختن دین و قرآن توسط برخی نهادها گردد. مردم افغانستان نظام ها و حاکمیت هایی را به تجربه نشسته اند که با افراط و تفریط های خود هویت اساسی اندیشوی خود را زیر سوال برده اند. در این مبحث کوشیده ام که این موضوع را ثابت سازم که تفسیر و تأویل نا سالم علمای کرام از دین نباید باعث خدشه دار شدن کلیت دین گردد و پای روایات و آیات قرآنی را در مباحث چندش آور و مشمئزکنندۀ سیاسی باز نمود. ما این عقیده را داریم که زنان و مردان مسلمان هیچگاهی پای بر عقاید و اندیشه های ارزشمند خود نخواهند ماند اما این موضوع را نیز تحمل نخواهند نمود که شورای علمای افغانستان با تحمیق نمودن مسلمانان و با سوء استفاده از باورها و اعتماد آنها نسبت به علمای بزرگ دینی زمینه های واپس گرایی را مهیا نموده و در هماهنگی با نمودار حاکمیت شروع به قلع و قمع نمودن باورها و ارزشها نمایند.

افغانستان مشکلات فراوانی را پیش رو دارد، امنیت متزلزل، عدم خودکفایی، بی ثباتی سیاسی، خشونت های بی رویه علیه مردم افغانستان مخصوصا زنان، کشتار و نابود کردن حیات مسلمانان این کشور در قدرت طلبی های ثانیه وار، فقر و دیگر معضلات از جمله چالش هایی است که رفع آن در اولویت اساسی به شمار می رود بنابراین پرداختن به اینکه اختلاط چگونه باشد و یا مردان چگونه بر زنان برتری یابند راه حل اساسی به شمار نمی رود.

علمای محترم! سالیان خاموشی شما را در طول ده سالی که زنان جوارح خود را در خشونت های همین مردانی که شما آن را برتر می نامید از دست داند و زنان بسیاری بی موجب به قتل رسیده اند را فراموش نمی کنیم. آیا شما از میان موترهای مفشن و نگاهبانان بیدارتان لحظه ای به زنان روی سرک که از بیدادی فقر دست تمنا دراز نموده اند خیره شده اید؟ و یا اینکه از بیوه های شهدا و زنان بی سرپرستی که فقط نان شبشان آب جوش است آگاهی دارید؟ اینها قربانی همین برتری هایی هستند که شما در سطور خشونت آمیز مصوبۀ تان مرقوم فرمودید. نمی خواهم در احوالات شخصیه شما مداخله نمایم اما آیا فرزندان نازدانۀ تان از حال و روز کودکان روی سرک که برای پیدا کردن لقمه نانی هر توهینی را تحمل می نمایند خبر دارند؟ در میان مصوبۀ جانبدارانه و سیاست آمیزتان چرا از محکومیت کسانی روایات نقل نمی کنید که با عملیات های خونین شان به جای کشتن کسانی که کافر می نامند اما مردم بیچاره و تهیدستان را قربانی اهداف شان می کنند.

علمای محترم ما اعتقاد وافر و التزام شدید به مبانی و قرائت های اسلامی همچون آخرت داریم. شما اگر آیتی را و یا سوره ای را در راستای منافع یک جریان سیاسی و یا پروژۀ نامیمون بین المللی به کار برید فکر نمی کنید که شما سخت مورد مواخذه قرار خواهید گرفت؟ امروز زنان برای حقوقی که خداوند برای آنان ترسیم نموده است مبارزه می نمایند اما شما این مبارزه را به اشباح شیطانی تشبیه و ترویج می نمایید در حالیکه مهمترین زنان صدر اسلام برای استوانه های اسلامی جانفشانی های زیادی از خود به خرچ دادند.

ما امیدواریم که شما بعنوان علما و پاسبانان دین و شریعت تحت تأثیر هیچگونه روش های نامعقول برای دست یابی به قدرت های نامشروع قرار نگیرید.

در اخیر ضمن احترام به شما و شورای محترم علمای افغانستان خواهشمندم تا کرامت انسانی زنان و مردان را در تفکرات گرانسنگ تان پویش و سپس ترویج دهید تا مردم مسلمان افغانستان اعتماد خود را نسبت به عالمان دینی و معلمان اخلاقی خود از دست ندهند.

با احترام ویژه به کرامت انسانی و اسلامی شما

حمیرا ثاقب

۱۷ حوت ۱۳۹۰


March 8th, 2012


  برداشت و بازنویسی درونمایه این تارنما در جاهای دیگر آزاد است. خواهشمندم، خاستگاه را یادآوری نمایید.
 
مسايل اجتماعي